تبليغاتX
مذایران

"نمی خواهم نام من چه در هنگام حیاتم و چه در هنگامی که در این دنیا نیستم بر روی خیابانی قرار بگیرد"     دكتر مصدق (نقل به مضمون)


و خوبي او زخوبي بي نياز است       تو سروي آن پريرخ سروناز است

مرنج از حرف حق دلدار فايــــــــز       تو بازي آن پريـــرخ شاهباز است    فايز


دكتر مصدق در ديدار بيست‌و‌هشتم شهريور 1331 با دكتر مهدي‌آذر وزير فرهنگ كابينه‌اش به وي گفت كه شنيده است مولفان انگليسي زبان كتاب‌هاي رفرنس (مرجع) و به ويژه در زمينه هاي فرهنگ، تاريخ و حتي ادبيات در تاليفات خود سهم ايران را ناديده مي‌گيرند و نامي از وطن ما نمي‌برند. از آن‌جا كه خريداران عمده اين كتب سازمان‌هاي دولتي آن ممالك براي قراردادن در كتابخانه‌هاي عمومي، مدارس و ادارات هستند، به احتمال زياد مولفان در سال‌هاي پس از ملي شدن نفت و درگيري با انگلستان دست به خودسانسوري زده‌اند تا ايرادي به خريد كتب گرفته نشود.

اين كار (ازقلم انداختن حقايق) اين خطر را دارد كه انگليسي زبان‌ها گذشته ما و زحمات ايرانيان برای پيش‌برد تمدن بشر را متوجه نشوند كه به نوعي سلب حق است. به وابستگان فرهنگي ما در ممالك ديگر بگوييد كه بروند كتاب‌هاي مرجع انتشار يافته در دو سال اخير و كتاب‌هايي را كه بعدا منتشر مي‌شوند را ببينند تا اگر نام ايران حذف شده باشد اعتراض كنيم. لازم نيست كه خرج تراشي كنند و كتاب‌ها را بخرند، بروند در كتابخانه‌ها و كتابفروشي‌ها اين قبيل كتاب‌ها را ورق بزنند و گزارش كنند. هرگونه سانسور در اين زمينه را در روزنامه‌ها منتشر سازيد تا ملت متوجه شود. اين كار مولفان خارجي را متوجه هشياري و بيداري ما مي‌كند و دست از اين كار مي‌كشند.در اين ديدار، دكتر مصدق به دكتر آذر گفته بود كه به معلمان مدارس بخشنامه شود كه سوژه انشاء دانش‌آموزان را از ميان اندرزهاي گران‌بهاي شعراء و نويسندگان وطن انتخاب كنند و نيز از موضوعات روز. معلمان بايد قبلن توضيح فراوان درباره سوژه بدهند و دانش آموزان را با روش تحقيق آشنا سازند. اين انشاء‌ها و تحقيقات در كلاس مطرح شود تا نسل جوان روشن باشد. به مديران و ناظمان مدارس بگوييد كه در سر صف (در اجتماع دانش آموزان) از دادن اندرز و اطلاع به نوجوانان خودداري نكنند و اين اندرزها نبايد خشك و دستوري باشد، مثال لازم است، و در عين حال يادآور شويد كه تعميرات جزيي مدارس و ميز و نيمكت‌ها توسط فراش‌هاي مدارس (كاركنان خدمات) بعمل آيد تا براي كوبيدن يك ميخ به تخته براي دولت خرج تراشي نشود و ...

 شما فكر  مي كنيد علت مخالفت اعضاي شوراي شهر تهران برای نام گذاری خیابانی در پایتخت به نام "دکتر محمد مصدق" چي مي تونه باشه البته نه همشون ،‌ همون ... يعني واقعا مصدق لياقتش به اندازه ي خالد اسلامبلی و عماد مغنیه هم نيست خيلي بي انصافيه بگيم نيست و اگر هست پس چرا نيست ؟

+ نوشته شده توسط مذهب روستایی در جمعه بیست و ششم مهر 1387 و ساعت 23:24 |

چون از زندگی خسته شده‌بود، مرخصی گرفت و رفت به جهان ديگر    يه بنده خدا


سحر از بسكه ناليدم زهجران        بر احوالم تــــــرحم كرد جانان

خرامان مو پريشان سويم آمد         بفايز بست از نو عهد و پيمان        فايز


سلام به همگي بعد از حدود يكماه سكوت اين اولين نوشته ي منه تو آخرين ماه تابستون. شايد بگيد چرا دير به دير آپ مي كني و من جوابي برا اون نداشته باشم اما راحت ميتونم جواب هايي رو بدم كه باور كردنش هم سخت نيست به عنوان مثال ميتونم بگم اين يك ماه رو به خاطر نتيجه نگرفتن بچه هاي المپيك چيزي ننوشتم يا اون رو به گردن رفتن هاي پياپي برق منطقه بندازم و يا جواب رو اينجوري عنوان كنم كه تو اين مدت خيلي گرفتار ساخت و ساز ساختمون بودم و يا هزاران جواب ديگه ولي خداييش اينا همش بود و من خسته بودم خسته از همه چي ،  ازخودم ، از كارگرا، از ورزشكارا ، از ملت و بيش از همه از دولت!

راستي چه خوب ميشد اگه با يه كار دولت ، ملت همه سكوت ميكردند نه اين سكوت كه كسي چيزي نگه سكوت به اون معني كه وبلاگي ها نننويسن ، كارگرا كار نكنن ، معلما نرن سر كلاس و هزاران هزار شاغل و شغل كه خودشون رو فيلتر كنند. اون وقت بود كه يكي حتما مي گفت چه مرگتونه؟

مرديم از بي برقي و بي آبي

كجاييد اي ابرهاي باران زا بر ما بباريد ، تا به گفته اون دوست كه تا خوب باشد.

+ نوشته شده توسط مذهب روستایی در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 و ساعت 16:47 |

فرهنگ رودخانه اى است به قدمت تاريخ.        يونگ


نه افلاطون كند فكري بحالم       نه جالينوس داند من چه حالم

علاج درد فايز نيست درمان        بيــــــا مطرب بزن تا من بنالم       فايز


 خسرو شكيبايي هم با تمام هنراش از بر ما رفت يادش بخير...

 

 چندمین سالگرد احمد شاملو هم گذشت شعر اين عزيز رو براتون ميذارم اميدوارم يادش هميشه زنده باشه

دهانت را می بويند
مبادا که گفته باشی دوستت می ‌دارم.
دلت را می ‌بويند
روزگار غريبی ست، نازنين

و عشق را
کنار تيرک راهبند
تازيانه می‌زنند.
عشق را در پستوی خانه نهان بايد کرد

در اين بن‌بست کج وپيچ سرما
آتش را
به سوخت‌بار سرود و شعر
فروزان می دارند.
به انديشيدن خطر مکن.
روزگار غريبی‌ست، نازنين

آن که بر در می‌کوبد شباهنگام
به کشتنِ چراغ آمده است.
نور را در پستوی خانه نهان بايد کرد
آنک قصابان‌اند
بر گذرگاه‌ها مستقر
با کنده و ساتوری خون‌آلود
روزگار غريبی‌ست، نازنين

و تبسم را بر لب‌ها جراحی می‌کنند
و ترانه را بر دهان.
شوق را در پستوی خانه نهان بايد کرد

کباب قناری
بر آتش سوسن و ياس
روزگار غريبی‌ست، نازنين
ابليس پيروزمست
سور عزای ما را بر سفره نشسته است.
خدا را در پستوی خانه نهان بايد کرد

+ نوشته شده توسط مذهب روستایی در جمعه چهارم مرداد 1387 و ساعت 10:52 |

تا زماني كه توده مردم براي بهبود حال يكديگر احساس مسؤوليت نكنند، عدالت اجتماعي تحقق نمي‌يابد.   هلن كلر


نه هر سرچشمـه  آب زلاله             نه هر لاله رخي صاحب كماله

نه هر برگشته بختي هست فايز      نه هر گلدسته خوان مثل بلاله    فايز


وقتي خرت از پل گذشته باشه و خودت مشكلي نداشته باشي بايدم بي خيالي بزنه به سرت و كاري رو كه بهت محول ميكنند به درستي انجام ندي . واقعيتش خيلي بايد بي وجدان باشي كه تلاش هاي يك يا  دو سه ساله دانش آموزان كنكوري رو نديد بگيري ، تلاش ها و بي خوابي هاي دانش آموزان يه طرف ، زحمات همه و همه اعضاي خونواده براي به هدف نشستن تلاشاي فرزند ، برادر يا خواهرشون تو اين آزمون هم ازطرف ديگه رو نبيني و اين طوري رفتار كني ، وقتي تمام رئيس روئسا رو عوض ميكنند به اميد بهتر شدن نظام آموزشي، كه محاله به اين خاطر باشه ، نبايد آقاي رئيس در انتخاب نفراتش برا امري به اين مهمي دقت بيشتري كنه؟

بله كنكور سراسري امسال هم برگزار شد و چه بد هم برگزار شد. البته كسي نفهميد چون ديگه كسي حوصله اي هم برا اعتراض بي پاسخ نداره ، كاري هم نميشد كرد. وقتي تو بلندگو اعلام ميكنند كه دانش آموزان گرامي دفترچه هاي اختصاصي رو برداريد و شروع كنيد ، تازه خانم هاي مراقب يادشون ميفته كه دفترچه ها رو پخش نكردند و تازه بعد از گذشت ربع ساعت دفترچه ها رو به دانش آموزان مي رسونند و با پايان وقت داده شده پاسخنامه ها رو بدون هدر دادن ثانيه اي ميگيرند .فكر ميكنيد چي ميشه ؟ آيا دانش اموز تو اين 15 دقيقه نمي تونست حداقل 15 سوال اختصاصي رو بزنه . چرا مي تونست اما ...

صبح جمعه 7 تير آزمون رشته تجربي (دخترانه)در سالن نصرشهرستان دير ( يكي از شهرستان هاي  استان بوشهر) به اين صورت برگزار شد،اين هم بگم كه صداي تخمك شكستن يكي از اعضاي برگزاري آزمون هم جاي بسي سواله؟

حالا آيا جاهاي ديگه ي كشور هم اينجور كنكور برگزار شده ؟

آقاي رئيس

عدالت داد ميزنه اين روزا !!!

+ نوشته شده توسط مذهب روستایی در دوشنبه دهم تیر 1387 و ساعت 15:6 |

اگر قرار باشد بايستي و به طرف هر سگي كه پارس مي‌كند سنگ پرتاب كني، هرگز به مقصد نمي‌رسي      لارنس استرن


 اگر خواهي بسوزاني جهان را          رخي بنما بيفشان گيسوان را

 بت فايز اشارت كـــن به ابروت          بكش تيغ و بكش پير و جوان را       فايز 


  اين روزا بدجوري اوضاع آب و برق منطقه خرابه ، بابا جون ما نفت رو نخواستيم بيارين سر سفره مردم، آخه ممكنه سفره بو بده ، نفتو ولش كن حداقل اين برق رو همين جوري نپرونين ، مردم وسايلشون رو از سر راه پيدا نكردند كه با هر قطعي چند وسيله برقي ميسوزه و كسي هم پاسخگو نيست.حيفم اومد تو اين اوضاع و احوال اين شعر زيباي بهارو ننويسم :

اين دود سيه فام كه از بام وطن خاست

از ماست كه بر ماست

وين شعله سوزان كه برآمد ز چپ و راست

از ماست كه بر ماست

جان گر به لب ما رسد، از غير نناليم

با كس نگساليم

از خويش بناليم كه جان سخن اينجاست

از ماست كه بر ماست

ما كهنه چناريم كه از باد نناليم

بر خاك بباليم

ليكن چه كنيم ، آتش ما در شكم ماست

از ماست كه بر ماست

اسلام گر امروزچنين زار و ضعيف است

زين قوم شريف است

نه جــرم ز عيسي نه تعدي ز كليساست

از ماست كه بر ماست

گوييم كه بيدار شديم! اين چه خيالي است

بيداري ما چيست؟

بيداري طفلي است كه محتاج به لالا است

از ماست كه بر ماست                                                                                           

+ نوشته شده توسط مذهب روستایی در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 و ساعت 9:44 |


پيروزي آن نيست كه هرگز زمين نخوري، آنستكه بعداز هر زمين خوردني برخيزي.    مهاتما گاندي


 سر كوهان كه دودو مي زنم مو                 بســــر وقت گل نو مي زنم مو

اگر لطف خدا باشد به فايــــــــز                 دو صد منزل بگيسو مي زنم مو   فايز


ابتدا تولد اسوه نمونه زنان عالم و بزرگ معلم پرستاران رو به همه دوستداران اهل بیت و پرستاران گرامی تبريك ميگم...

و

اين روزا آب قطع شده خيال وصل شدن هم نداره انگار مي خواد يه جورايي از برق كم نياره ، مطالبات ما هم كه خيال واريز شدن ندارند . اشكال نداره نميخوان اضافه كاريا و مطالبات معلما رو بدن ندن ، حدافل اين كار رو ميتونن انجام بدن كه نيان جلو رسانه هاي گروهي و بگن مطالبات داده شد ، آخه مرد حسابي يه فعل كه بيشتر نداريم اونم دادن هست كه منفيش ميشه ندادن ، خيلي هم سخت نيست فقط يه كم تلاش ميخواد برا يادگيريش كه فكر نكنم كار مشکلی باشه حداقل برا يه دكتر ، يا اين كار رو بكنيد بريد بگيد نميتونيم كه اونم براشون افت داره لابد پس هيچ ، مي سوزيم و مي سازيم (پس از صحبت استاندار بوشهر مبني بر پرداخت مطالبات فرهنگيان ،سري از سرهاي معلمان گناوه شكسته شد چون چيزي پرداخت نشده بود ولي تا خواست اينو به همسرش بفهمونه ديگ و ماهي تابه خورده بود تو سرش، استاندار كه دروغ نميگه !!! )

+ نوشته شده توسط مذهب روستایی در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 و ساعت 16:36 |

آنچه هستید شما را بهتر معرفی می کند تا آنچه می گویید.          امرسون


و این بار فایز نیز بعد از شنیدن این خبر چیزی برای گفتن نداشت.


اگه حقوق معلما رو تو تایستون نمیدادن چی میشد؟

×‌‌‌ هیاهو تو مدارس

×‌ اس ام اسای جورواجور از جک گرفته تا ...

×‌ گروهی از معلما دارن پچ پچ میکنن، یا دارن از دولت عدالت محور بد میگن و یا هم میخوان یه کاری با همدیگه راه بندازن،حالا ممکنه دامداری باشه ممکن هم هست کشاورزی باشه اگه اینا نباشه شاید میخوان برن دزدی نه این یکی نیست چون شأن معلم اینو اجازه نمیده که بره دزدی... بابا برو پی کارت دیگه مگه شأنی هم برا معلم گذاشتن ، اضافه کاریا رو که نمیدن هیچ ، حقوق هم که میخوان بدن بعد از کلی منت و ... میدن.

× بعضیا هم دارن میگن نه مثل اینکه میخوان حقوقا رو افزایش بدن تا مشکل شرعی حقوق تابستونمون حل بشه آره جون خودت همش 6 درصد افزایشه حالا راحت میتونی خونه بخری،خونه بزنی، میله گرد 14 شده هیجده هزار تومن(حالا برو بشین تو کپر ).خداییش تو این دو سه سال بیسکویت فله هم قیمتش ثابت نموند(بیسکویت فله هر دونه ی  اون از ابتدای دولت هاشمی تا پایان دولت خاتمی 5 ریال تغییر قیمت داشت). ولی حالا ببین اونقدر سرعت گرفته افزایش قیمتا که انگاری میخواد خودشو برسونه به المپیک.

× اعتراض معلمین روبرو مجلس یه طرف یه گروهی هم دارن تومار(طومار) امضاء میکنن اونم چند متر که بفرستن ناکجا آباد

× ورقه ها  هم تصحیح نمی شه.( بهتر... از خداشونه... همه قبول... برین دانشگاه آزاد)

× امید هم دیگه نمیاد مدرسه (آخه اومدن امید که اون زمان هم معلوم نبود فایده ش چی بود نه کتابی نه دفتری نه دستکی)

× ...: اوه اوه اینا چند ساله حقوق تابستون رو خوردن همش حرام ای داد ای بیداد ای معلمای حروم خور

× پسر: بابا همه ی معلما میرن جهنم؟ بابا :بله بابا این طور میگن

× دانش آموز:آقا اجازه شما تابستون حرام خوار میشین ؟ معلم : بتمرگ سر جات

× بچه ها  سر کوچه یک صدا : انرِِِِژی هسته ای حق مسلم ماست

.

.

.. وزیر : آقا این خبر رو تکذیب می کنیم

 

ولی ما نگیم جیزی نبوده!!!

یعنی جیزی بوده؟

بوده؟ نبوده؟

بوده.

 

+ نوشته شده توسط مذهب روستایی در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 17:33 |

آنان كه آزادى را فداى امنيت مى كنند، نه شايستگى آزادى را دارند و نه لياقت امنيت را.      بنيامين فرانكلين


دل شوريده ام افتـــــاده در بند        بنالم با دل شوريده تا چند

من و يعقوب هر دو گريه كرديم        من از فرزند مردم او زفرزند      فايز


يه پنج شنبه ديگه شد و ما نيمچه فرصتي كرديم باز خدمت دوستان برسيم و يه عرض سلامي كنيم . اول اينو بگم كه عيد سال نو  بر همگي دوستان مبارك باشه (سال 14087 اهورايي ، 7030 ميترايي ، 6758 آشوري ، 3746 زرتشتي ، 2567 شاهنشاهي و 1387 شمسي)

امسال هم مثل سالهاي پيش با جمعي از دوستان فرهنگيمون چند تا از استان ها رو دور زديم (امسال خداييش دور بودا يكدم تو راه) جاتون خالي از بوشهر گرفتيم رفتيم اهواز از اونجا به مهران ايلام سپس كرمانشاه و همدان ،  يه روزي همدان مونديم رفتيم اراك و خمين و اصفهان يه مشت گز و سوهان خريديم و بدو كه رفتيم طرف شيراز و برگشت بعد از 4 روز در ساعت 3 نصفه شب.يه روز خونه مونديم و بار و بنديل رو جمع كرديم براي يه سفر ديگه بله راهي قشم شديم و بندر عباس از اونجا هم به داراب و فسا و آخرش هم شيراز و بدو كه چهار روز دومت هم تموم شد .

كوتاه از سفر:

...مهران رفتيم تا لب مرز كه شايد راه باز شه بريم كربلا ديديم كه كارواناي بدبخت كه پاسپورت دارن و گروهي اومدن راشون نميدن چه برسه به ما.

...كرمانشاه خيلي خشك بود

...دلمون خوش رفتيم غار عليصدر گفتن برين شلوغه فردا بليط گيرتون مياد.

...بدبخت اون پيرمرد مغازه دار ملایری كه دلش خوش بود ما داريم گردوهاشو امتحان ميكنيم كه بخريم نفهميد كه بچه هاي ما وقتي سير شدن ميگن گردوش خوب نيست و ميرن.

...شيراز خيلي خيلي شلوغ بود.

...صف 15 كيلومتري ماشين ها تو قشم رو تا حالا نديده بودم.

...بندرعباس پشه زياد بود البته ساندويچ 1750 تومني هم خورديم.

...داراب و فسا سرسبز با بوي ترنج و نارنج.

...شيراز كم كم داشت خلوت ميشد.))

سيزده بدر هم هيچ جا نرفتيم.

راستي تا ده بيست دقيقه ديگه هم بازي استقلال و پيروزي شروع ميشه خدا كنه استقلالي ها ببرن.

 

+ نوشته شده توسط مذهب روستایی در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 و ساعت 14:44 |
به ما انسان‌ها حق انتخاب داد‌ه‌اند پس نمي‌توانيم مسؤوليت‌ها را به گردن خدا يا طبيعت بيندازيم. مسؤوليت خود ماست و بايد خودمان به دوش بكشيم.     آرنولد توين‌بي
عجب ابري گرفته آسمان را       عجب كرده پريشـــان آهوان را

دعاي برزگــــرگشته قبولت        عجب دلشاد بنمودي شبان را    فايز


فردا انتخاباته و همه ي ما منتظر كه كي اين بار نماينده مون ميشه ، آيا باز هم همون آقايي ميشه كه در تريبون آزاد مجلس، مردم حوزه ي خودش رو به نادوني و نفهمي مي خونه اما با شروع تبليغات دوره ي جديد همين مردم رو فهيم ترين انسان هاي روي زمين معرفي مي كنه و يا نه اون آقايي راي مياره كه حالا چند دوره هست با در دست داشتن سي دي جنجاليش عليه نماينده قديمي بوشهر مردم رو تحريك مي كنه و يا اون آقايي ميره كه ادعاي دو تا دكترا داره و مي خواد آب رودخونه مند رو شيرين كنه و يا اون فرماندار سبزپوش و يا اون نامزدي كه حين سخنراني فشارش ميزنه بالا و راهي بيمارستان ميشه قراره بره مجلس و يا هيچ كدوم از اينا قرار نيست برن و تنها بازمانده اصلاحات كه گزينه سوم اين حزب به شمار مي رفت (دو تاي ديگه نتونستند از فيلتر شوراي نگهبان و بازرسي رد بشن مثل خيلي هاي ديگه از اين حزب تو كشور)روانه مجلس خواهد شد همه چي فردا معلوم ميشه.به نظر شما راي من با كدوم بود؟ شما به كي راي ميدين؟

+ نوشته شده توسط مذهب روستایی در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 و ساعت 13:6 |

يك زندگي مطالعه نشده ،ارزش زيستن ندارد .    سقراط


بهر جا بگذرد آن حسن رخسار     گريزد دين زدر  ايمان زديـــــوار

دخيل اي يار فايـز رخ بپوشــان      زمردم روي خود پوشيده ميدار    فايز


سلام،اينم چند تا ...

يه خوشحالي :كم كم تيم استقلالمون داره مياد بالا  

يه خاطره:ديروز(حل تمرين دوران سوم راهنمايي) يكي از دانش آموزا ما‍‍‍ژيك رنگي نداشت رنگ ها رو با نوشتن مشخص مي كرد، مشكي رو مشقي نوشت ، گير هم داده بود كه آقا بچه ها چرا دارن الكي خنده مي كنند!!!

يه خاكي:خاكي نداريم اگه هم باشه تو اين دو روز اونقدر گرد و خاك از غرب كشور اومده كه خاكي ها ناپيدان!

يه خواهش:اگه ميرين پاي صندوق انتخابات،انتخابتون انتخاب باشه...

يه خائن: ...

يه خيانت: ...

يه خ هاي ديگه اي هم هست كه گفتنش سودي نداره مثل دوتا بالايي ها

يه خداحافظي:ايراني باشيد،خدانگهدار

+ نوشته شده توسط مذهب روستایی در پنجشنبه دوم اسفند 1386 و ساعت 14:31 |